... تا سفره سحر

وقتی تو میروی

گاهی به دور دست

وضو می سازم

از اذان عشا

بنشسته تا سپیده

به سجاده دعا

تا سفره سحر

که طعامش ز روشنی است

با دست پر ز تمنا

به شبهای بیکسی

می بندم این دعا به بال فرشتگان :

تا یک زمان دگر ببینم رخ ترا...

/ 3 نظر / 18 بازدید
دوست

مفهوم شعرهای شما عمیق است.در این شعر باحس پاکی و سادگی خواهشها بال به سوی خدا گشوده است. سفره تان گسترده باد موفق باشید.

محمد علی کشاورزی

جناب آقای جعفری سلام از طریق وبلاگ آقای نوری به شما رسیدم بسیار مشعوف شدم از سروده ها و دلنوشته های شما .فرصت کنم همه را می خوانم . من اما از خودم شعر و نوشته ندارم و مطالب و اشعار زیبای دیگران را باز نویسی می کنم .نوشته های شما زیبا و خواندنی هستند توفیق رفیق راهتان باد.

صالح حسینی

سلام آقای جعفری عزیز بسیار زیبا می سرایید پاینده باشید هم ولایتی