...ترنم باران

امروز ساعت پنج از خواب بیدار شدم از پنجره به بیرون نگاه کردم باران می بارید نم نم  و با ترنم خاص خودش ، نه از باد و طوفان شب قبل خبری بود ، نه از رعد و برق . آرام می بارید و زیر صدای پرندگانی شده بود که عاشقانه و دیوانه وار نغمه سرایی می کردند . برگهای درختان ، گلها و چمن های بوستان روبرو ، پاک ، شسته و عاری از هرگونه دود و آلودگی بود.  زیبایی سحر انگیز بامدادان خدا را با همه زیبایی هایش و با همه عظمتش ، بیشتر  از همیشه در چشم انسان بیدار نمایان می ساخت. امروز چراغ آسمان در پس پرده ای از ابر جلوه گری می کرد و با نوری ملایم دنیا را دو چندان زیبا کرده بود. جهان هستی با همه قشنگی هایش به کامتان باد.

/ 1 نظر / 19 بازدید
یلدا

سلام سپاس از حضور پر مهرتون شاد باشید [گل]